زندگیت را لمس کن




هیثم دسوقی در مصر، سرزمین تمدن های کهن و اهرام به دنیا آمده است. مانند هر کودک دیگری او هم عاشق اسباب بازی هایش بوده، اما به جای بازی کردن با آنها، تجزیه کردن اسباب بازی هایش را تجربه کرده است. کنجکاوی بیش از حد، از او کودکی ساخت که به جای لذت بردن از یک اسباب بازی، با جدا کردن قطعات و اجزای آنها در پی سردرآوردن از نحوه کار یک اسباب بازی بوده است. نام: هیثم دسوقی (Haitham Desoky) محل تولد: قاهره، مصر تحصیلات: مهندسی الکترونیک نام ایده: Touch Sticker هیثم دسوقی در مصر، سرزمین تمدن های کهن و اهرام به دنیا آمده است. مانند هر کودک دیگری او هم عاشق اسباب بازی هایش بوده، اما به جای بازی کردن با آنها، تجزیه کردن اسباب بازی هایش را تجربه کرده است. کنجکاوی بیش از حد، از او کودکی ساخت که به جای لذت بردن از یک اسباب بازی، با جدا کردن قطعات و اجزای آنها در پی سردرآوردن از نحوه کار یک اسباب بازی بوده است. گذشت سال های کودکی علاقه وی را از اسباب بازی به سمت وسایل الکتریکی سوق داد. موضوعی که با خراب شدن تلویزیون خانه برایش بسیار گران تمام شد. تنبیه پدر به هیثم آموخت برای ادامه دادن سرگرمی مورد علاقه اش باید بیشتر مطالعه کند تا خرابکاری به بار نیاید. از همین رو برای ورود به دانشگاه، رشته مهندسی الکترونیک را برگزید تا بتواند عطش خود را سیراب کند. تولد ایده آزمایشگاه بزرگ و مجهز دانشگاه مانند کارخانه ای بود که او می توانست بسیاری از رویا هایش را در آن محقق کند. در آنجا هیثم می توانست بسیاری از دستگاه های قدیمی و به درد نخوری را که از سمساری می خرید زیر تیغ کنجکاوی خود تکه پاره کند و با سر هم کردن آنها چیزهایی جدیدی را که به ذهنش می رسید، درست کند. زمانه داشت عوض می شد و موجود جدیدی به نام رایانه پا به زندگی هیثم بیست ساله گذاشت. پس از گذشت مدتی کارش به جایی رسید که روزی هشت تا ۹ ساعت از وقت خود را جلوی رایانه می گذراند تا بلکه نقشه ای خوب برای ساخت وسیله ای جدید ترسیم کند. همین کار کردن مداوم با رایانه باعث شد پس از مدت کوتاهی از درد مچ دیگر نتواند ماوس را در دست بگیرد و با رایانه کار کند. در یکی از روزهایی که از درد مچ به خود می پیچید ناگهان فکری به ذهنش رسید که دردش را از یاد برد. او به این فکر افتاد چیزی بسازد تا او را از نیاز به کار با وسیله ای به نام ماوس بی نیاز کند. پس از مدتی کار روی این ایده طرحش به حلقه ای تبدیل شد شبیه انگشتر با قطری بسیار بیشتر. کاربر با به دست کردن آن حلقه بدون نیاز به لمس نقطه ای روی میز می توانست نشانگر ماوس را روی نمایشگر به حرکت در بیاورد. اما هیثم برای عملی کردن طرح خام خود به کار و تحقیق بیشتری درباره فناوری لمسی نیاز داشت. حین همین مطالعه و تحقیق مستمر بود که او به این فکر افتاد چرا طرح خود را درباره وسایل دیگر زندگی اجرا نکند. ابتدا او به این فکر بود تا نیاز به ماوس رایانه را از بین ببرد، اما بعدتر به این فکر افتاد هر نوع کنترلر فیزیکی را به کنترلر لمسی تبدیل کند، مثلا باز و بسته کردن شیرآب یا کم و زیادکردن درجه کولر، خاموش و روشن کردن لامپ اتاق یا کنترل خودرو با فناوری لمسی. از نظر او حالا هر کاری ممکن بود، اما این کار و تحقیق، چهار سال به طول انجامید تا این که در نهایت هیثم در بیست وهشت سالگی با کمک گرفتن از فناوری ای که در ساخت صفحه های لمسی به کار می رود موفق به ساخت صفحه شفاف لمسی ای شد که با چسبیدن به پشت سطوحی اعم از چوب، شیشه، پلاستیک و حتی پارچه آن سطح را به صفحه لمسی تبدیل می کرد. حالا می شد فناوری او را پشت دیوار، تخته سیاه مدرسه، زیرمیز کار یا هر جای دیگر لمس کرد و با نقاشی چند دکمه یا هر چیز دیگری و برنامه نویسی مناسب، یک کنترل کننده لمسی ساده ایجاد کرد، مثل تی شرت برای کنترل دستگاه پخش موسیقی. چالش ها هیثم برای ساخت نمونه اولیه از فناوری لمسی به کار رفته در صفحات لمس مقاومتی کمک گرفت. سیستم لمس مقاومتی به گونه ای است که لایه هایی حساس به فشار با فاصله کمی به صورت جداگانه کنار یکدیگر قرار گرفته اند. وقتی چنین صفحه ای در نقطه ای خاص توسط یک شیء یا انگشت لمس شود، صفحه های مقاومتی در آن نقطه خاص به یکدیگر متصل می شوند. در این حالت صفحه به صورت مقاومت عمل کرده و جریان الکتریکی صفحه تغییر می کند. این فعل و انفعالات از سوی پردازشگری محاسبه شده و در نهایت به اجرای فرمان منجر می شود. اما استفاده از این فناوری صفحه ساخت هیثم را بسیار بزرگ کرده بود. در ضمن با لمس یک نقطه، نقاط مجاور دیگر تحت تاثیر قرار می گرفتند و عمل لمس با دقت انجام نمی شد. اما هیثم با این مشکل از پا ننشست و پس از صرف تلاش فراوان روی پروژه اش درنهایت توانست یک صفحه شفاف بسازد که با چسبیدن به هر سطح نارسانایی می تواند آن را به یک صفحه لمسی تبدیل کند. درون این صفحه میدان الکتریکی دائمی وجود دارد. سطوح نارسانا حتی چوب هم میدان الکتریکی را از خود عبور می دهند. از طرفی دیگر، بدن انسان هم میدان الکتریکی مشخصی اطراف خود دارد. زمانی که کاربر سطح را لمس می کند میدان الکتریکی بدن با میدان الکتریکی سطح تداخل کرده و به تولید جریان ضعیفی منجر می شود که با شناسایی و اندازه گیری آن می توان فرامین مختلفی تولید کرد. گیرنده صفحه لمسی پس از دریافت لمس، سیگنال هایی را که اطلاعات لمس را در بردارند از طریق امواج رادیویی وای فای به گیرنده دیگری می فرستد که کنترل یک دستگاه را به عهده دارد. این کل ماجراست، اما با این حال این فناوری محدودیت هایی هم دارد. برای نمونه سطوحی که این صفحه لمسی به آن چسبانده می شود باید قطری کمتر از پنج سانتی متر داشته باشد. برای ساخت این صفحه هیثم سیم هایی بسیار نازک از جنس طلا با قطر ده میکرون را میان صفحه لمسی شفاف قرار داد. اما ساخت چنین صفحه ای با چنین سیم هایی به دقت و ظرافت بسیار بالایی نیاز داشت. برای این کار هیثم مجبور شد ماشینی مختص همین کار طراحی کند. آینده گرچه هیثم با چالش های فراوانی برای ساخت این صفحه لمسی روبه رو بود، ولی موفق به ساخت چیزی شد که کاربردهای بی شماری دارد. برای نمونه می توان این صفحه را به پشت یک منوی رستوران چسباند. مشتری با انتخاب و لمس غذای مورد نظرش می تواند سفارش آن را بدون حضور گارسون صادر کند. بعلاوه از آنجا که این صفحات ضدآب هستند می توان در حمام، استخر و هر محیط مرطوب دیگری بدون نگرانی از برق گرفتگی از آن استفاده کرد. در حال حاضر صفحه لمسی ساخت هیثم قیمت بالایی دارد. او امیدوار است اختراعش بتواند به اقتصاد مصر که این روزها اوضاع چندان بسامانی ندارد، کمک کند. او آرزو دارد تک تک خانه های جهان به یکی از صفحات اختراعی وی مجهز شود. به عقیده او ایده از طرح های گنگی که در ذهن هر کدام از ما وجود دارد، بیرون می آید. باید این طرح های مبهم را ساخته و پرداخته کرد تا ایده ای ناب همچون خودش از دل آن بیرون آید.