از چالوس تا باواریا




می گویند دست روی هر چیزی نمی گذارد. کمی زیاده خواه است. از آنهایی که دنبال شکارهای بزرگ می گردد. می گویند دست روی هر چیزی نمی گذارد. کمی زیاده خواه است. از آنهایی که دنبال شکارهای بزرگ می گردد. شکارچی خوبی هم هست. می داند چطور خوب را عالی کند. بین کارهایش مدل ارزانی دیده نمی شود. از هر چیز فقط یکی می سازد. مشتری و قیمت، جزو اسرارش است. برای هر کسی نمی سازد. هر کسی هم نمی تواند از او بخرد. اگر نگوییم که غرق هنرش می شوی، بدون شک تحسین اش می کنی. اما با این همه، غریب نیست. قریب است. به نوعی همه می شناسیمش. کوروش. کوروش منصوری، سال ۱۳۳۹ در همین چالوس خودمان به دنیا آمده است. کودکی اش را با نقاشی هایی عجیب و مبهم پشت سر گذاشت. کسی چیزی نمی فهمید. ماشین هایی که می کشید، همگی چرخ هایی بزرگ و درهای دراز داشتند. کوروش به سن و سال دانشگاه که رسید برای ادامه تحصیل از ایران خارج شد مثل خیلی های دیگر رفت انگلستان. به قول خودش جرقه های اولیه از همان جا در ذهنش زده شد. با مفهوم خودروهای لوکس دقیقا آشنا شد. دید که مردم مرفه چه سوار می شوند و چرا سوار می شوند. مجلل سازی از همان اوایل برایش سرگرمی بود. اما این تفریحی نبود که راضی اش کند. ۱۹۸۹ با سرمایه خودش، شرکت MP Design را تاسیس کرد. شرکتی که قطعات تیونینگ دیگر شرکت های معتبر را تامین می کرد. دستور گرفتن و سفارشی کار کردن باعث شد یک پله بالاتر بیاید. پله ایده و خلاقیت. حالا دیگر در کمپانی های اسم و رسم داری به خدمت گرفته شد مثل اِی سی اشنیتزر، برابوس، هارتگه و حتی ای ام جی. گزینه آخر که زیرمجموعه مرسدس بنز بود، دید عمیقی در آینده شغلی او ایجاد کرد تا حدی که سرانجام تصمیم گرفت خودش برای خودش کار کند. این یعنی همه چیز. سال ۲۰۰۴ توانست اولین محصول مستقل خود را بسازد. یک آستون مارتین DB۹. او آنچنان رابطه خوبی با واژه تیون، تیونینگ و تیونر ندارد. معتقد است کارهایی که دست می گیرد بیشتر یک هنرنمایی مهندسی است. حالا وقتی گذرتان به ایالت باواریا افتاد، سراغ روستای Brand را بگیرید. پیدا کردنش کار سختی نیست، ساختمان بزرگ منصوری از دور معلوم است. خودروهای منصوری درست یکسال پس از رونمایی اولین محصول رسمی برند Mansory، دومین فرزند باز هم از آستون مارتین متولد شد اما این بار مدل Vanquish S با یک پوشش مشکی براق به همراه المان های زرد و طلایی، ترکیبی که می توان آن را سنت طراحی این شرکت خواند. منصوری پس از دریافت یک سفارش ویژه، نمونه سفید همین خودرو را نیز آماده کرد. بد نیست بدانید رینگ های زیر این خودرو ۲۰ اینچی بودند. سال ۲۰۰۶ بود که برای اولین بار سراغ بنتلی رفت. مدل کانتیننتال GT. از دور چهره تهاجمی اش، تغییر ماهیت آن را نسبت به نمونه استاندارد نشان می داد. منصوری برای نخستین بار از کیت های تقویت پیشرانه استفاده کرد، حاصل کار خودرویی با ۵۶۰ اسب بخار قدرت شد. سال ۲۰۰۶، سال پرکاری برای او بود. یک آستون مارتین ونتیج هشت سیلندر به اضافه دو بنتلی کانتیننتال GTC و Spur از کارخانه اش بیرون آمد. آستون را در دو مدل ساخت. یکی زرد و دیگری تمام مشکی. می گویند ایده معلوم بودن کالیپرهای ترمز از پشت رینگ با این خودرو آغاز شده است. او برای بنتلی های گفته شده برنامه ویژه ای ترتیب داد. فضای کابین آنها را تلفیقی از حس و حال کلاسیک و اسپرت در نظر گرفت. به ۲۰۰۷ که می رسیم، مدل انحصاری با نام Le Mansory به چشم می خورد. او توانست مجوز نام گذاری این خودرو را با تلاش زیاد از آن خودش کند. این خودرو نیز همان بنتلی کانتیننتال GT بود که تا بن دندان آرایش شده بود. سرعت نهایی این خودرو ۳۳۰ کیلومتر در ساعت ثبت شده است. انتهای همان سال بود که جنجال بزرگ آغاز شد. منصوری دست روی یکی از افسانه ای ترین محصولات گذاشت، رولزرویس فانتوم. با استادی تمام و با حفظ اصالت، وقار این خودرو دو چندان شد. یک کالسکه اشرافی با رینگ هایی ۲۲اینچی. بعد از آن، در سال ۲۰۰۸ نشان داد که می تواند حوزه کاری اش را تغییر بدهد. او مرسدس مک لارن SLR را انتخاب کرد. خودرو اسپرتی که نام Renovatio بر آن نهاده شده بود. باورکردنی نبود قدرت این محصول تا مرز ۷۰۰ اسب بخار بالا آمده بود. زمانی که مطمئن شد می تواند روی سوپر اسپرت ها خوب کار کند، سراغ فراری ۵۹۹ GTB رفت و از دل آن Stallone۷۲۰ اسب بخاری را بیرون کشید. و سرانجام سال ۲۰۰۹ آن اتفاق معروف رخ داد. شجاعت خیره کننده کوروش خودش را نشان داد. او بوگاتی ویرون خارق العاده را انتخاب کرد. خودرویی با ۱۰۰۱ اسب بخار قدرت و سرعت نهایی ۴۰۷ کیلومتر در ساعت. کاری که تا پیش از او و بعد از او کسی جرات آن را نداشت. شایعه شده قیمت نهایی این خودرو به چیزی بیش از ۵/۲ میلیون دلار رسیده بود. اواخر سال ۲۰۰۹ اولین همکاری اش را با پورشه شروع کرد. او Chopster را بر پایه کاین شاسی بلند پورشه ساخت. شاید این ادعای گزافی نباشد آن چیزی که از کارخانه او بیرون آمد، یک تانک ۷۱۰ اسب بخاری بود نه یک اس یو وی. موفقیت چشم گیر او با پروژه بوگاتی ویرون باعث شد تا سال ۲۰۱۰ دست روی ویرون بگذارد. همان سال توانست در دومین همکاری اش با پورشه، پانامرا سدان معروف آنها را جراحی کند. خودرویی که نمونه ای از آن اکنون زیر پای یکی از مدیران نمایندگی پورشه ایران است. در انتها وقتی به سال ۲۰۱۱ می رسیم تنها یک نام از منصوری به چشم می خورد. موجودی که به سختی می توان از زیر پوستش مرسدس بنز SLS را تشخیص داد. او تنها ۱۵ دستگاه از آن را می خواهد بسازد. هر کدام هم با افزایش ۱۰۰ واحدی نیرو به ۶۶۰ اسب بخار قدرت رسیده اند. مانی حدادی